اتشارات ثقلینفرهنگیفصلنامه شفاکتابخانهمعرفی آثار

نیمه شعبان در آیینه روایات/سید طالب ذکی

نیمه شعبان در آیینه روایات

سيد طالب ذكي

نيمه ماه بزرگ شعبان، در فرهنگ و مكتب اهل‌بيت عليهم‏السّلام، به مثابه روزي است كه نجات حقيقي بشر و عدالت عيني در آن پديدار گرديده است؛ بزرگ مردي كه جهان انسانيت، عدالت كامل را از او انتظار داشته و براي ظهور و اجراي عدالتش لحظه‌شماري مي‌كنند، اما تنها فضيلتش در اين نيست كه روز ميلاد آن ناجي و موعود بشر است، گرچه اين رويداد عظيم نيز به فضيلت و شرافت آن افزوده است، بلكه قبل از بروز اين رخداد نيز از عظمت و جايگاه بلند معنوي برخوردار بوده است.

در روايات اسلامي براي ماه مبارك شعبان به طور عموم و براي شب و روز نيمه اين ماه به گونه ويژه فضيلت‌هاي فراواني جهت عبادت و دعا و نيايش ذكر شده است.

بدين سبب بوده است كه حضرات معصومين7 براي شب نيمه شعبان اهتمام خاصي قايل بوده و بنا به تعبير برخي از روايات آن را هم‌سنگ و هم‌تراز با شب قدر دانسته‌اند.

در اين نوشتار كوتاه به تعدادي از رواياتي كه به بيان فضايل شب نيمه شعبان پرداخته است اشاره مي‌كنم، و از خداي بزرگ مي‌خواهم كه پس از شناخت مقام و فضايل اين شب با عظمت، توفيق انجام اعمال عبادي و كسب معنويات در آن را براي ما عنايت فرمايد.

آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشب است

  1. از پيامبر اكرم صلّى ‏الله‏ عليه ‏و آله در فضيلت اين شب روايت‌هاى بسيارى نقل شده كه يكى از آنها به اين شرح است:

قال رسول الله (ص): كنت نائما ليلة النصف من شعبان فأتاني جبرئيل (ع) فقال: يا محمد أ تنام في هذه الليلة؟ فقلت: يا جبرئيل و ما هذه الليلة؟ قال: هي ليلة النصف من شعبان. قم يا محمد فأقامني ثم ذهب بي إلى البقيع، ثم قال لي: ارفع رأسك فإن هذه ليلة تفتح فيها أبواب السماء فيفتح فيها أبواب الرحمة و باب الرضوان و باب المغفرة و باب الفضل و باب التوبة و باب النعمة و باب الجود و باب الإحسان، يعتق الله فيها بعدد شعور النعم و أصوافها و يثبت الله فيها الآجال و يقسم فيها الأرزاق من السنة إلى السنة و ينزل ما يحدث في السنة كلها يا محمد من أحياها بتكبير و تسبيح و تهليل و دعاء و صلاة و قراءة و تطوع و استغفار كانت الجنة له منزلا و مقيلا و غفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر…

شب نيمه شعبان در خواب بودم كه جبرييل به نزدم آمد و گفت: اى محمد! آيا در اين شب خوابيده‏اى؟ پرسيدم: اى جبرييل! امشب چه شبى است؟ گفت: شب نيمه شعبان است. برخيز اى محمّد! پس مرا از جايم بلند كرد و به سوى بقيع برد، سپس گفت: سرت را بلند كن! امشب درهاى آسمان گشوده مى‏شوند، درهاى رحمت باز مى‏گردند و همه درهاى خوشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نيكى و بخشايش نيز گشوده مى‏شوند. خداوند در اين شب به تعداد موها و پشم‌هاى چهارپايان (بندگانش را از آتش جهنم) آزاد مى‏كند. امشب خداوند زمان‌هاى مرگ را ثبت و روزي‌هاى يك سال را تقسيم مى‏كند و همه آنچه را كه در طول سال واقع مى‏شود نازل مى‏سازد. اى محمد! هر كس امشب را با ياد بزرگى خداوند (تكبير)، منزّه داشتن او (تسبيح)، ذكر يگانگى او (تهليل)، راز و نياز با او (دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحب (تطوع) و آمرزش خواهى (استغفار) صبح كند، بهشت جايگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را كه پيش از اين انجام داده و يا بعد از اين انجام مى‏دهد، خواهد بخشيد…

سپس بخشي از اعمال اين شب را بيان مي‌كند و در ادامه مي‌فرمايد: فأحيها يا محمد و أمر أمتك بإحيائها و التقرب إلى الله تعالى بالعمل فيها فإنها ليلة شريفة؛ اي محمد! اين شب را زنده نگهدار، به امتت نيز دستور بده كه كه اين شب را احيا كنند و به وسيله اعمال عبادي در اين شب، به خداوند تقرب جويند زيرا اين شب، شب با شرافتي است.

سپس در فراز آخر روايت مي‌گويد: هِي ليلة لا يدعو فيها داعٍ إلّا اسْتجيب له و لا سائل إلّا أعطي و لا مسْتغفر إلّا غفر له و لا تائب إلّا تيب عليهِ؛ در اين شب دعاي انسان مستجاب، درخواست او بر آورده، گناهش بخشيده و توبه‌اش مورد قبول درگاه الهي واقع مي‌شود.[1]

شب سرنوشت‌ساز

  1. يكى از همسران پيامبر اكرم صلّى ‏الله ‏عليه ‏و آله حالات ايشان را در شب نيمه شعبان چنين بيان مى‏كند:

در يكى از شب‌ها ناگهان متوجه شدم كه پيامبر خدا بستر خود را ترك كرده است، به جستجوى ايشان پرداختم، امّا به ناگاه ديدم كه حضرتش مانند جامه‏اى كه بر زمين افتاده باشد به سجده رفته و چنين راز و نياز مى‏كند:

«أصبحت إليك فقيرا خائفا مستجيرا فلا تبدّل اسمى و لا تغير جسمى و لا تجهد بلائى و اغفرلى»؛

به سوى تو آمدم در حالى كه تهيدست، ترسان و پناه جويم، پس نام مرا برمگردان، جسم مرا تغيير مده، گرفتاريم را سخت و افزون مساز و مرا ببخش.

آنگاه سر خود را بلند كرد و بار ديگر به سجده رفت و در آن حال شنيدم كه مى‏گفت:

«سجد لك سوادى و خيالى و آمن بك فؤادى هذه يداى بما جنيت على نفسى يا عظيم ترجى لكلّ عظيم إغفرلى ذنبى العظيم فإنّه لايغفر العظيم إلّا العظيم»؛

تن و روحم (تمام وجودم) براى تو سجده كرده و قلبم به تو ايمان آورده است؛ اين دو دست من با همه جنايتى كه بر خود روا داشته‏ام، پس از بزرگى كه براى هر كار بزرگى اميدها به سوى تو است؛ از گناهان بزرگ من درگذر، چرا كه از گناهان بزرگ در نمى‏گذرد مگر پروردگار بزرگ.

بعد از اداى اين كلمات سر خود را بلند كرده و براى سومين بار به سجده رفت و اين جملات را بر زبان جارى ساخت:

«أعوذ برضاك من سخطك و أعوذ بمعافاتك من عقوبتك و أعوذ بك منك أنت كما اثنيت على نفسك و فوق ما يقول القائلون»؛

از خشم تو به خشنوديت پناه مى‏برم، از كيفر تو به بخشش تو پناهنده مى‏شوم و از تو به سوى خودت پناه مى‏جويم، تو همان گونه‏اى كه خود توصيف كرده‏اى و بالاتر از آنى كه گويندگان مى‏گويند.

لحظاتى ديگر سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت و در حالى كه مى‏گفت:

الّلهمّ إنّى أعوذ بنور وجهك الذى أشرقت له السموات و الأرض و قشّعت به الظلمات و صلح به أمر الأوّلين و الآخرين أن يحلّ علىّ غضبك أو ينزّل علىّ سخطك أعوذ بك من زوال نعمتك و فجاة نقمتك و تحويل عافيتك و جميع سخطك، لك العتبى فى استطعت و لاحول و لاقوة إلّا بك»؛

خدايا به نور وجه تو كه آسمان‌ها و زمين از آن روشن شده، تاريكي‌ها با آن از بين رفته و كار پيشينيان و آيندگان با آن اصلاح شده است پناه مى‏برم، از اين كه به خشم تو گرفتار شوم و يا دشمنى تو بر من نازل شود. پناه مى‏برم به تو از زوال نعمتت، نزول ناگهانى عذابت، دگرگونى سلامتى‏ات و همه آنچه كه خشم تو را در پى دارد. خشنودى نسبت به آنچه من در توان دارم از آن توست و هيچ حركت و نيروى نيست مگر به سبب تو.

چون اين حال را از پيامبر ديدم او را رها كردم و شتابان به طرف خانه حركت كرد. نفس‏نفس زنان به خانه رسيدم. وقتى پيامبر به خانه برگشتند و حال مرا ديدند گفتند: چه شده است كه اين چنين به نفس‏نفس افتاده‏اى؟

گفتم: اى رسول خدا من به دنبال شما آمده بودم، سپس فرمود:

آيا مى‏دانى امشب چه شبى است؟! امشب شب نيمه شعبان است. در اين شب اعمال ثبت مى‏گردند، روزي‌ها قسمت مى‏شوند، زمان‌هاى مرگ نوشته مى‏شوند و خدواند تعالى همه را مى‏بخشد مگر آنكه به خدا شرك ورزيده يا به قمار نشسته است. يا قطع رحم كرده يا بر خوردن شراب مداومت ورزيده يا بر انجام گناه اصرار ورزيده است…[2]

پرسش:

روايات فوق، اين پرسش را در ذهن هر خواننده‌اي كه اندك اطلاع از معارف ديني و روايات داشته باشد ايجاد مي‌كند كه اين ويژگيها (تعيين زمان مرگ مردمان و تقسيم روزى آنها) در شب قدر و در ماه مبارك رمضان صورت مى‏گيرد، زيرا هم آيات قرآن و هم روايات زيادي به آن تصريح دارد كه مجال ذكر آنها در اين مختصر نيست[3] در دو روايت ياد شده شب نيمه شعبان به عنوان زمان تقدير امور مزبور ذكر شده است؟

مرحوم سيد بن طاووس (م 664 ق.) در پاسخ پرسش ياد شده مى‏گويد:

شايد مراد روايات مزبور اين باشد كه تعيين زمان مرگ و تقسيم‏روزى به صورتى كه احتمال محو و اثبات آن وجود دارد، در شب نيمه شعبان صورت مى‏گيرد، اما تعيين حتمى زمان مرگ و يا تقسيم حتمى روزي‌ها در شب قدر انجام مى‏شود. و شايد مراد آنها اين باشد كه در شب نيمه شعبان امور مزبور در لوح محفوظ تعيين و تقسيم مى‏شوند، ولى تعيين و تقسيم آنها در ميان بندگان در شب قدر واقع مى‏شود. اين احتمال هم وجود دارد كه تعيين و تقسيم امور ياد شده در شب قدر و شب نيمه شعبان صورت گيرد، به اين معنا كه در شب نيمه شعبان وعده به تعيين و تقسيم امور مزبور در شب قدر داده مى‏شود. به عبارت ديگر امورى كه در شب قدر تعيين و تقسيم مى‏گردند، در شب نيمه شعبان به آنها وعده داده مى‏شود. همچنان كه اگر پادشاهى در شب نيمه شعبان به شخصى وعده دهد كه در شب قدر مالى را به او مى‏بخشد، در مورد هر دو شب اين تعبير صحيح خواهد بود كه بگوييم مال در آن شب از آن حضرت چنين بخشيده شده است.[4]

  1. ابن فضّال گويد: از امام رضا عليه السّلام در دعاي شب نيمه‏ شعبان‏ سؤال كردم، فرمودند: شب رهايى از آتش و بخشش گناهان كبيره است، عرض كردم: آيا اضافه بر ساير شبها نماز ديگرى دارد؟ حضرت فرمودند: نماز خاصّى ندارد، ولى اگر دوست دارى در آن شب عمل مستحبّى بجا آورى، نماز جعفر طيّار بخوان، و ذكر خدا و استغفار و دعا بسيار انجام بده، زيرا پدرم مي‌فرمود: دعا در آن شب مستجاب است، عرض كردم مردم مى‏گويند: آن شب، شب صكاك است، فرمود: شب صكاك، شب قدر در ماه رمضان است.[5]
  2. كميل بن زياد از ياران امام على عليه‏السّلام چنين روايت مى‏كند كه:

در مسجد بصره در نزد مولايم اميرالمؤمنين نشسته بودم و گروهى از ياران آن حضرت نيز حضور داشتند، در اين ميان يكى از ايشان پرسيد: معناى اين سخن خداوند كه: «فيها يفرق كل أمر حكيم»؛ در آن شب هر امرى با حكمت معين و ممتاز مى‏گردد، چيست؟ حضرت فرمودند:

«قسم به كسى كه جان على در دست اوست همه امور نيك و بدى كه بر بندگان جارى مى‏شود، از شب نيمه شعبان تا پايان سال، در اين شب تقسيم مى‏شود. هيچ بنده‏اى نيست كه اين شب را احياء دارد و در آن دعاى خضر بخواند، مگر آن كه دعاى او اجابت شود.» پس از آن كه امام از ما جدا شد، شبانه به منزلش رفتم. امام پرسيد: چه شده است اى كميل؟ گفتم اى اميرمؤمنان آمده‏ام تا دعاى خضر را به من بياموزى، فرمود:

بنشين اى كميل! هنگامى كه اين دعا را حفظ كردى خدا را در هر شب جمعه، يا در هر ماه يك شب، يا يك بار در سال يا حداقل يك بار در طول عمرت، با آن بخوان، كه خدا تو را يارى و كفايت مى‏كند و تو را روزى مى‏دهد، و از آمرزش او برخوردار مى‏شوى، اى كميل! به خاطر زمان طولانى كه تو با ما همراه بوده‏اى بر ما لازم است كه درخواست تو را به بهترين شكل پاسخ دهيم، آنگاه دعا را چنين انشاء كرد: «اللّهمّ انّى اسئلك برحمتك الّتى وسعت كلّ شئ و بقوّتك الّتى قهرت بها كلّشئ و خضع لها كلّشئ…» خدايا من از تو ميخواهم بحق آن رحمتت كه همه چيز را فرا گرفته و بآن نيرويت كه همه چيز را بوسيله آن مقهور كردى، و همه چيز در برابر آن خاضع و همه در پيش آن خوار است… [6]

توجه داشته باشيم كه دعاي خضر همان دعايى است كه معروف شده به «دعاى كميل».

  1. اميرمؤمنان على عليه‏السّلام، در روايتى ديگر در فضيلت شب نيمه شعبان چنين مى‏گويد:

يعجبني أن يفرغ المرء نفسه في السنة أربع ليال ليلة الفطر و ليلة الأضحى و ليلة النصف من شعبان و أول من رجب

در شگفتم از كسى كه چهار شب از سال را به بي‌هودگى بگذراند: شب عيد فطر، شب عيد قربان، شب نيمه شعبان و اولين شب از ماه رجب…[7]

منظور روايت اين است كه در اين شب عبادت الهي از قبيل نماز، ذكر و… انجام شود.

  1. از امام صادق عليه‏السّلام روايت شده كه پدر بزرگوارشان در پاسخ كسى كه از فضيلت شب نيمه شعبان از ايشان پرسيده بود فرمودند:

هي أفضل ليلة بعد ليلة القدر فيها يمنح الله العباد فضله و يغفر لهم بمنه فاجتهدوا في القربة إلى الله تعالى فيها فإنها ليلة آلى الله عز و جل على نفسه أن لا يرد فيها سائلا ما لم يسأل الله معصية و إنها الليلة التي جعلها الله لنا أهل البيت بإزاء ما جعل ليلة القدر لنبينا (ص) فاجتهدوا في الدعاء و الثناء على الله تعالى فإنه من سبح الله تعالى فيها مائة مرة و حمده مائة مرة و كبره مائة مرة و هلله مائة تهليلة غفر الله له ما سلف من معاصيه و قضى له حوائج الدنيا و الآخرة ما التمسه و ما علم حاجته إليه و إن لم يلتمسه منه تفضلا على عباده.

اين شب برترين شب‌ها بعد از شب قدر است، خداوند در اين شب فضلش را بر بندگان جارى مى‏سازد و از منّت خويش گناهان آنان را مى‏بخشد، پس تلاش كنيد كه در اين شب به خدا نزديك شويد. همانا اين شب، شبى است كه خداوند به وجود خود سوگند ياد كرده كه در آن درخواست كننده‏اى را، مادامي كه درخواست گناه نداشته باشد، از درگاه خود نراند. اين شب، شبى است كه خداوند آن را براى ما خاندان قرار داده است، همچنان كه شب قدر را براى پيامبر ما قرار داده است. پس بر دعا و ثناى بر خداوند تعالى بكوشيد، كه هر كس در اين شب صد مرتبه خداوند را تسبيح گويد، صد مرتبه حمدش را بر زبان جارى سازد، صد مرتبه زبان به تكبيرش گشايد و صد مرتبه ذكر يگانگى (لا اله الا اللّه) او را به زبان آورد، خداوند از سر فضل و احسانى كه بر بندگانش دارد، همه گناهانى را كه او انجام داده بيامرزد و درخواست‌هاى دنيوى و اخروى او را برآورده سازد، چه درخواست‌هايى كه بر خداوند اظهار كرده و چه درخواست‌هايى كه اظهار نكرده و خداوند با علم خود بر آنها واقف است…[8]

آنچه ذكر شد بخشى از روايات فراوانى است كه در فضيلت شب و روز نيمه شعبان وارد شده‏اند، امّا بايد دانست شرافت اين شب خجسته، علاوه بر همه آنچه كه بيان شد، به اعتبار مولود مباركى است كه در اين شب قدم به عرصه خاك نهاده است. وجود مقدسى كه سالها پيش از تولدش مژده ميلاد او به مسلمانان داده شده بود و شايد همه عظمت اين شب و تكريم و بزرگداشتى كه در كلمات معصومان عليهم‏السّلام از آن شده است به خاطر وجود همين مولود مبارك باشد. چنانكه بزرگانى چون سيد بن طاووس به اين موضوع اشاره كرده و بر همگان لازم دانسته‏اند كه در اين شب خداى خويش را به سبب منّت بزرگى كه با ميلاد امام عصر عليه‏السّلام بر آنها نهاده سپاس گويند و تا آنجا كه توان دارند شكر اين نعمت الهى را به جاى آورند.[9]

  1. در يكى از دعاهايى كه در شب نيمه شعبان وارد شده است چنين مي‌خوانيم:

اللّهم بحقّ ليلتنا هذه و مولودها و حجّتك و موعودها الّتى قرنتَ إلى فضلها فضلاً فتمّت كلمتك صدقا و عدلاً لامبدلّ لكلماتك[10] ؛ بار خدايا تو را مى‏خوانيم به حق اين شب و مولود آن، و به حق حجّتت و موعود اين شب، كه فضيلتى ديگر بر فضيلت آن افزودى و سخن تو از روى راستى و عدالت به حدّ كمال رسيده و هيچ كس را ياراى تبديل و تغيير سخنان تو نيست.

  1. و عن السيّد بن طاوس في «الاقبال» في أعمال ليلة النصف‏ من‏ شعبان‏- الى أن قال:- و كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يدعو فيها و يقول: «اللّهمّ اقسم لنا من خشيتك ما يحول بيننا و بين معصيتك، و من طاعتك ما تبلغنا به رضوانك، و من‏ اليقين ما يهون علينا به مصيبات الدّنيا. اللّهمّ متّعنا بأسماعنا و أبصارنا و قوّتنا ما أحييتنا، و اجعله الوارث منّا و اجعل ثارنا على من ظلمنا و انصرنا على من عادانا، و لا تجعل مصيبتنا في ديننا و لا تجعل الدّنيا أكبر همّنا و لا مبلغ علمنا، و لا تسلّط علينا من لا يرحمنا برحمتك يا أرحم الرّاحمين»[11]

سيد بن طاوس در «اقبال» در أعمال شب نيمه‏ شعبان‏ روايت كرده- تا آنجا كه گويد:- رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در آن شب چنين دعا ميكرد:

«خدايا، از خشيت و خوفت به قدرى در دل ما قرار ده كه مانع از معصيت و نافرمانى ما شود، و از اطاعت و فرمانبرداريت به اندازه‏اى ما را بهره‏مند ساز كه موجب رضايت و خشنودى تو از ما گردد، و از يقين به قدرى به ما مرحمت كن كه با داشتن آن تمام مصيبتهاى دنيا بر ما آسان شود. خدايا، تا زنده‏ايم ما را از چشم و گوش و توانايى‏مان بهره‏مند ساز، و آنها را وارث ما قرار ده (آنها را پيش از مرگ از ما مگير)، و انتقام ما را از آن كس كه بر ما ستم مى‏كند بگير، و ما را بر دشمنان يارى ده، و بلا و مصيبت ما را در دين ما قرار مده، و دنيا را بزرگترين همّ و غمّ و منتهاى دانش ما مگردان، و كسى را كه به ما رحم نمى‏كند بر ما مسلّط مساز، به رحمتت اى مهربان‏ترين مهربانان».

بر اساس روايت‌هاى بسيارى كه شيعه و سنّي آنها را نقل كرده‏اند ميلاد خجسته امام عصر عليه‏السّلام، در شب نيمه شعبان سال 255 ق. واقع شده و باعث مزيد فضيلت اين شب مبارك گشته است.[12]

اميدواريم كه خداوند به بركت اين ماه بزرگ به ويژه به ميمنت مولود با عظمت شب نيمه شعبان حضرت بقية الله الاعظم صلوات الله عليه به همه ما توفيق درك فضيلت‏هاى اين شب خجسته را عطا فرمايد و همه ما را در زمره ياوران و خدمتگزاران مولود اين شب قرار دهد.

فهرست منابع:

  1. ابن صبّاغ المالكى، نورالدين على بن محمد، الفصول المهمّة فى معرفة الأئمّة. نجف، دارالكتب التجاریة، بي‌تا.
  2. ابن موسي، علي بن طاووس، اقبال الاعمال، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1367 هـ ش.
  3. تميمي، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، دارالمعارف، مصر1385هـ ق.
  4. شبراوى، عبدالله بن محمد، الأتّحاف بحبّ الأشراف، تهران، 1383 هـ ش.
  5. صدوق، محمد بن على بن الحسين، عيون أخبار الرضا، نشر جهان، تهران، 1378هـ ق.
  6. صدوق، محمد بن على بن الحسين، كمال الدين و تمام النعمة، دارالكتب الاسلاميه، قم، 1395هـ ق.
  7. طباطبايي، محمد حسين، سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه محمدهادي فقهي، كتابفروشي اسلاميه، تهران 1378.
  8. طوسي، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، مؤسسة فقه الشيعه، بيروت 1411هـ ق.
  9. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1365 هـ ش.
  10. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، انتشارات اسلاميه، تهران، بي‌تا.

[1] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، انتشارات اسلاميه، تهران، بي‌تا، ج95، ص412.

[2] . همان، ص417؛ ابن موسي، علي بن طاووس، اقبال الاعمال، ص702؛ شيخ طوسي، مصباح المتهجد، ص839.

[3] . براي اطلاع بيشتر به تفاسير الميزان، نورالثقلين، البرهان ذيل سوره قدر و نيز فضائل الاشهر الثلاثه شيخ صدوق مراجعه كنيد.

[4] . ابن موسي، علي بن طاووس، اقبال الاعمال، ص701.

[5] . عيون أخبار الرضا، ترجمه غفارى و مستفيد ج‏1ص593. شب صكاك يعنى شب برات كه همان شب قدر است مي‌باشد.

[6] . ابن موسي، علي بن طاووس، اقبال الاعمال ، ص706.

[7] . همان، ص421؛ دعائم الاسلام، ج1، ص184.

[8] . ابن موسي، علي بن طاووس، اقبال الاعمال، ص696.

[9] . همان، ص704.

[10] . همان، ص705.

[11] . طباطبايي، محمد حسين، سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه محمدهادي فقهي، كتابفروشي اسلاميه، تهران 1378، چاپ هفتم، ج‏1، ص: 341

[12] . ر.ك: الكلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، ج1، ص514/ الصدوق، محمد بن على بن الحسين، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص432/ شبراوى، عبدالله بن محمد، الأتّحاف بحبّ الأشراف، ص179/ ابن صبّاغ المالكى، نورالدين على بن محمد، الفصول المهمّة فى معرفة الأئمّة، ص310.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا