فلسفه و کلام

فرق بین اسماء و صفات خداوند

فرق بین اسماء و صفات خداوند

فرق بین اسماء و صفات خداوند

هر پدیده ای که در عالم وجود دارد و حتی خدای متعال که خالق و آفریننده ی هر پدیده است، سه جهت و سه حیثیت دارند: 1) حیث ذات 2) حیث اسم 3) حیث صفت یا وصف. ذات را نیز از دو جهت و از دو حیث می توان به آن نگریست:

الف) ذات را بماهو ذات در نظر می گیریم و هرگونه زواید و عوارض را از آن سلب می کنیم و یا در نظر نمی گیریم.

ب) ذات را بما هو ذات در نظر نمی گیریم، بلکه ذات را از آن جهت که متصف به صفتی است لحاظ کرده و به آن می نگریم.

حال با توجه به آن دو حیث و دو لحاظ، معیار و ملاک در اسم آن است که دلالت بر ذات می کند، فرقی نمی کند که این ذات وصفی نداشته باشد و فقط ذات تنها باشد مثل الله که علَم شخصی و اسم ذات خداوند است و دلالت بر نفس ذات مستجمع جمیع کمالات می کند. یا اینکه این اسم متصف به صفتی و موصوف به وصفی است ، اما آن صفت لحاظ نمی شود و مقصود اصلی متکلم نیست، به تعبیر دیگر اسامی که از صفات مشتق شده و دلالت بر ذات متلبس به مبدأ (معنی، صفت) می کند مثل اسامی: عالِم، قادر، حی، مرید، مدرک و… که همه آنها اسماء الهی هستند و متصف به صفات علم، قدرت، حیات، اراده، ادراک و…

بیشتر اسامی که در قرآن کریم برای خداوند ذکر شده، یا در ادعیه مثل دعای جوشن کبیر آمده است از این قسم دوم است یعنی اسامی مشتق شده از صفات و دلالت کننده بر ذات متلبس به معنی و صفت.

بنابراین اگر ما دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که در اسامی خداوند و غیر خداوند، حیث وصفی و حیث اسمی کاملاً از همدیگر قابل تمیز و تفکیک است. مثلا یک بار می گوییم خداوند عالم است، قادر است و… در واقع اسامی خداوند را برده ایم، یعنی ذاتی که متصف به علم و قدرت است. یک مرتبه هم می گوییم: علم خداوند، قدرت خداوند، حیات خداوند و… اینجا صفات خداوند را بر شمرده ایم و اشاره به معانی کرده ایم که خداوند به آن معانی متصف است. فرق نمی کند که آن اوصاف و معانی عین ذات باشند یا غیر ذات و زاید برذات باشند.

جمع بندی: اسم گاهی بر ذات تنها و خالص دلالت می کند (اسم جامد) مثل الله، گاهی بر ذات متصف بر صفات (اسم مشتق) مثل عالم و قادر و منظور اصلی در هردو صورت «ذات» است.

یکی از اسامی خداوند «جمیل» است. و جمیل دلالت برذاتی می کند که متصف به صفت جمال است. حتی در مواردی که واژه «جمیل» از نظر تجزیه و ترکیب نحوی، صفت برای موصوف واقع می شود مانند «صبرُ جمیل» باز دلالت بر ذاتی می کند که دارای صفت جمال است. صبر جمیل یعنی شکیبایی زیبا، زیبا یعنی جه؟ یعنی ذاتی که متصف به صفت زیبایی است.

نکته1: این قاعده اختصاص به اسامی و صفات خداوند ندارد، شامل اسامی و صفات بقیه پدیده ها نیز می شود، جز اینکه پدیده ها، صفات عین ذات ندارند.

نکته2: اینکه معروف شده که صفات خداوند 15 تا است هشت صفت ثبوتی و هفت صفت سلبی، بعد صفات ثبوتی را می شمارند: قادر، عالم، حی، مرید و… اشتباه است. اینها اسامی خداوند اند نه صفات او، منتهی اسامی مشتق نه جامد.

در خاتمه از باب حسن ختام، سخن خویش را مزین به کلامی از علامه طباطبایی می کنم که در باره فرق بین اسم و صفت فرموده است:

«ميان اسم و صفت هيچ فرقى نيست جز اينكه صفت دلالت مى‏كند بر معنايى از معانى كه ذات متصف به آن و متلبس به آن است، چه عين ذات باشد و چه غير آن، و اسم دلالت مى‏كند بر ذات، در آن حالى كه ماخوذ به وصف است، پس حيات و علم وصفند، وحى و عالم اسم‏». (ترجمه المیزان، ج8، ص461).

نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا