اخلاق و تریبت اسلامیعام المنفعهفرهنگیفصلنامه شفامعرفی آثارمقالات

بايستی هاي وحدت اسلامي / نوروز علي اعتمادي

بايستی هاي وحدت اسلامي

نوروز علي اعتمادي

اشاره:

در عصري که در آنيم جهان به سوي همگرائي به پيش مي­رود و کشورها از فاصله­ها مي­کاهند و به سرنوشت مشترک بشريت مي­انديشند؛ بايسته است مسلمانان با سابقه­ درخشان تاريخي و مؤلفه­هاي ديني با بازگشت به فرهنگ و تمدن اسلامي، عزت و سربلندي خويش را بازيابند و با حفظ وحدت و انسجام، راه سعادت را طي کنند، و از تفرقه و اختلاف بپرهيزند. در اين نوشتار، ضرورت وحدت امت اسلامي بر اساس منابع معتبر و گفتار انديشمندان مسلمان مورد بررسي قرار مي­گيرد.

مفهوم شناسي وحدت

وحدت اسلامي عبارت است از: همکاري و تعاون پيروان مذاهب اسلامي بر اساس اصل مسلم و مشترک اسلامي و اتخاذ موضع واحد براي تحقق اهداف و مصالح عاليه­ امت اسلامي و موضع­گيري واحد در برابر دشمنان اسلام و احترام به التزام قلبي و عملي هر يک از ملسمانان به مذاهب خود. [i]

پيشينه وحدت اسلامي

پيشينه انسجام و وحدت اسلامي به زمان پيامبر باز مي­گردد؛ زماني­که حضرت مبعوث به رسالت گرديد، جامعه آن روز (جاهليت) در فساد و انحرافات اخلاقي و رسومات طايفه­اي و قبيله­اي گرفتار بود. به فرموده امام علي7: «اتبعثه و الناس يضربون في غمرة و يتموجّون في حيرة؛[ii] هنگامي­ او مبعوث شد که مردم در گرداب جهالت فرو رفته بودند و در حيرت و سرگرداني به سر مي­بردند.»

پيامبر با تدبير و حسن خلق در برابر رسومات جاهلي، آنان را به ديني الهي دعوت کرد که در سايه آن از نعمت اخوت و برادري برخوردار گشتند، در زمان اصحاب رسول خدا6، بيشترين تعامل را امام علي7 با ديگران در راستاي وحدت و اتحاد امت اسلامي داشت. علي7 مسلمانان را از هر گونه حرکتي که منجر به از هم­گسستگي جامعه مسلمين مي­گرديد بازداشت و براي حفظ مصالح منافع درازمدت و استراتژيک اسلام همواره به وحدت و اتحاد دعوت مي­کرد.

ائمه معصومين7 نيز در راستاي حفظ وحدت بسيارکوشيدند، و «وحدت» را سيره و روش عملي­شان قرار دادند تا امت اسلامي دچار تفرقه و نفاق نگردد، زيرا اختلاف، جامعه اسلامي را از رشد و ترقي باز مي‌دارد و رو به ضعف و انحطاط مي­برد.

قرآن کريم

وحدت اسلامي موجب پويايي و هويت امت اسلامي و از عوامل عزت و پيروزي است، و تفرقه و اخلاف موجب ذلت و سرافکندگي و از بين بردن سرمايه­هاي انساني (مادي و معنوي)؛ قرآن کريم مسلمانان را به وحدت و يکپارچگي دعوت نموده و از تفرقه و پراکندگي بر حذر مي­دارد: >واعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوأ<‌[iii]؛ به ريسمان الهي چنگ بزنيد، پراکنده و متفرق نشويده» در اين آيه «حبل الله»

به قرآن و اهلبيت تفسير شده است که محور همبستگي و انسجام است و به مسلمانان دستور داده شده که با تمسک به اين دو (قرآن و اهلبيت) به وحدت امت اسلامي تحقق بخشند. در اين­جا ذکر حديث ثقلين از منابع اهل سنت لازم است. >و اذکروا نعمة الله عليکم اذ کنتم اعداءً فالّف بين قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا[iv]

«و بياد آوريد اين نعمت بزرگ را که شما به هم دشمن بوديد خدا در دل­هاي شما الفت و مهرباني انداخت و به لطف خداوند همه برادر ديني يک­ديگر شديد.»

قران کريم به نعمت بزرگ اتحاد و وحدت اشاره مي­کند که گذشته­ شما تاريک بود و شما دشمن هم­ديگر بوديد و خداوند به برکت اسلام و ايمان دل­هاي پراکنده­ شما را به­هم نزديک کرده و با هم برادر شديد، طبق بيان تفسير نمونه دوبار آمدن کلمه «نعمت» در اين آيه اهميت موهبت اتفاق و برادري را گوشزد مي­کند[v].

دين مبين اسلام از مردم نادان و جاهل و پاي­بند رسومات و سنت­هاي جاهلي، ملتي متحد و برادر پديد آورد.

مورخان و دانشمندان جهان با اعجاب فراوان ياد کرده­اند که چگونه ملتي با گذشته­ تاريک و غوطه­ور در جهالت و بدبختي با پذيرش اسلام به امّت واحده­ تبديل شد.

جواهر لعل نهرو مي­نويسد:

«سرگذشت عرب و داستان اين­که چگونه به­سرعت در آسيا و اروپا و آفريقا توسعه يافتند و فرهنگ و تمدن عالي و بزرگي را به­وجود آوردند يکي از شگفتي­هاي تاريخ بشري است، نيرو و فکر تازه­اي که عرب­ها را بسيار ساخت و ايشان را از اعتماد به­نفس و قدرت سرشار ساخت «اسلام» بود»

در آيه 64 سوره آل عمران، مسلمين به وحدت و انسجام دعوت شده­اند، اهل کتاب نيز به وحدت فراخوانده شده­اند:

>قل يا اهل الکتاب تعالوا الي کلمة سواء بيننا و بينکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شياً و لا يتخذ بعضنا…<؛ بگو: اي اهل کتاب! بيائيد به سوي سخني که ميان ما و شما مشترک است که جز خداوند يگانه را نپرستيم، و چيزي را شريک او قرار ندهيم، و بعضي از ما بعضي ديگر را غير از خداوند يگانه، به خدائي نپذيرند، هر گاه (از اين دعوت) سر برتابند بگوئيد گواه باشيد که ما مسلمانيم.»

در اين آيه، به وحدت براساس نقطه­هاي مشترک بين اسلام و اهل کتاب، سفارش شده است. مسيحيان قايل به تثليث و وحدت در تثليت هستند، و نقطه­ي مشترک، همان وحدت است و اين اصل بايد بدون هيچ پيرايه­اي برجسته شود؛ طبق بيان تفسير نمونه «اگر کساني حاضر نبودند در تمام اهداف مقدس با شما همکاري کنند بکوشيد لااقل در قسمتي که با شما اشتراک هدف دارند همکاري آن­ها را جلب کنيد.»

آيه 105 «آل عمران» مسلمانان را از اختلاف بر حذر مي­دارد و مي­فرمايد: >و لا تکونوا کالذين تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جائهم البينات[vi] و مانند کساني نباشيد که پراکنده شدند و اختلاف کردند (آن­هم) پس از آن­که نشانه­هاي روشن (پروردگار) به آنان رسيد، و آن­ها عذاب عظيمي دارند.»

اين آيه هشداري به امت اسلامي است که بايد از سرنوشت پيشينيان درس عبرت گيرند تا به سرنوشت آنان دچار نشوند.

اختلاف و فتنه­ موجب سقوط و نابودي بشر و بهره­مندي از دنيا به حفظ وحدت و انسجام است، رمز موفقيت در اتحاد و ذلّت و زبوني در تفرقه و اختلاف است. بنابراين، ما مسلمانان بر طبق وظيفه اسلامي، وظيفه انساني و به حکم عقل و شرع براي تحقق وحدت و هماهنگي راهکارهاي زير را بايد مورد توجه قرار دهيم.

  1. تاکيد و تقويت مشترکات مذهبي و ديني
  2. تلاش و کوشش در جهت ترويج ارزش­هاي ديني
  3. تلاش در جهت گسترش عدالت و برداشتن فاصله طبقاتي
  4. کنترل و نظارت بر نشر رسانه­هاي غير ديني
  5. احترام به خرده­فرهنگ­ها و حفظ جايگاه آن در سايه­ فرهنگ واحد
  6. فرهنگ­سازي و اطلاع­رساني از طريق مبادي فرهنگي

سنت نبوي

سيره عملي پيامبر اکرم از آغاز بعثت بر وحدت و انسجام مسلمين استوار بوده است، پي­ريزي بناي امت واحده­ اسلامي، از بين رفتن عوامل تفرقه و نفاق و پذيرش اسلام به­عنوان يک دين الهي در ميان جامعه­اي که دل­هاي آکنده از دوئيت داشتند به نور اسلام منّور گرديده و به جاي نفاق و دشمني، کينه و حسادت و تعصبّات کورکورانه جاهلي به سوي وحدت و همدلي، صفا و صميميت حرکت کردند و از کينه­هايي که در زمان جاهليت با آن درگير بودند با پذيرش اسلام از آن فاصله گرفتند.

دوران دعوت پيامبر در مکه، که مرحله­ شکل­گيري و تکوين ملت و «امت» است؛ پيامبر با تحمل انواع زجرها و شکنجه­ها با تلاش و زحمات فراوان و به کمک و ياري خداوند توفيق يافت با حاکم گردانيدن جهان­بيني توحيدي، امّت واحده­اي را پي­ريزي کند، در اين مسير تبليغ را از ميان قوم و خويشان خود آغاز کردند. از اقدامات پيامبر اکرم6 در جهت وحدت و انسجام اسلامي، برپايي نماز جماعت است. همه مومنين (از هر نژاد سياه و سفيد) در يک صف، نمادي است از اتحاد امت اسلامي. از همان آغاز اين فريضه­اي الهي اقامه مي­شد. نماز جماعت، سمبلي از وحدت و انسجام اسلامي است، در همين راستا در مدينه مسجدي را به­نام «قبا» بنا کردند، زيرا مسجد، محل تجمّع و عبادت دسته­جمعي و تصميم­گيري سياسي است و پايگاه مهم وحدت و انسجام، متحد کردن مهاجرين و انصار. و نيز از ميان برداشتن منازعات مهاجرين و انصار از سوي پيامبر6 در راستاي وحدت مسلمانان صورت گرفت.

عملکرد پيامبر(ص) براي اتحاد امت اسلامي

  1. حلف مواخات (پيمان برادري)

در راستاي همبستگي و اتحاد قبايل به­ويژه مهاجر و انصار اين پيمان (پيمان برادري) صورت گرفت؛ انصار و مهاجرين با هم برادر شدند و انصار مهاجرين را پناه دادند و رفتار اسلامي در ميان­شان حاکم گرديد؛ و توطئه­ منافقان و يهوديان خنثي گرديد.

  1. حلف انصار (پيمان اول عقبه و پيمان دوم عقبه)

پيش از مبعوث شدن پيامبر به رسالت و پيامبري، قبايل در درياي فتنه و نفاق شناور بودند و از آن ميان دو قبيله­ مهم «اوس و خزرج» سال­ها در آتش جنگ و نزاع مي­سوختند و از اين نزاع به ستوه آمده بودند؛ با پذيريش اسلام، نزاع­هاي چندين ساله­ آنان تبديل به صفا و صميميت گشت و اين دو قبيله با پيامبر بيعت کردند که به بيعت «عقبه» اولي يا پيمان اول عقبه معروف شد؛ اما پيمان دوم عقبه با تعداد کثيري از مردم مدينه در ايام مناسک حج در سال سيزده بعثت منعقد شد، که ثمره­ آن وحدت و انسجام اسلامي بود.[vii]

ب. منشور مدينه

در اين منشور مفاهيم بنيادين فلسفه سياسي اسلام مانند: پيوند دين و سياست، برابر بودن همه افراد جامعه در برابر قانون و… متجلّي است، تشکيل يک واحد منظم سياسي مسلمان متشکل از مهاجرين و انصار تحت رهبري و هدايت پيامبر اسلام، در اين منشور گنجانده شد بخشي از آن پيمان مربوط به يهوديان است که با در نظر داشت شرايط قدرت سياسي، پيامبر را بپذيرند. در اين زمينه پيامبر6 فرمودند:

«همه مسلمانان موظفند به هم­ديگر کمک کنند و هنگام جنگ در اندوه و تأسف يک­ديگر شريک شوند و در رابطه با خون­هاي که ريخته ميشود از آن­ها، و در راه خدا، همه ولّي دم شناخته مي­شوند و قصاص بر عهده همه است.»[viii]

امام علي7 براي حفظ وحدت و انسجام امت اسلامي مسلمين را از هر گونه حرکت تفرقه‌آميز بر حذر مي‌داشت و در اين راستا از هيچ­گونه مساعدت فکري با خلفا کوتاهي نمي­کرد

در زمان رسول الله6 حضرت پيوسته براي ايجاد وحدت و برادري ميان مهاجرين و انصار مي­کوشيد، اما حِس عصبيت و نژادپرستي برخي افراد باعث شد که بعد از ارتحال آن­حضرت مهاجرين و انصار همواره يک­ديگر را به جنگ تهديد کنند. ابوسفيان اختلاف را به خوبي دريافته بود: >انّي اَري عجاجة لا يطفوها اِلاّ الدّم<؛ طوفاني مي­بينم که جز خون چيزي ديگري نمي­تواند آن را خاموش سازد.»[ix]

براي رسيدن به اهداف­ به امام علي7 پيشنهاد کرد: دستت را بده تامن با تو بيعت کنم و دست تو را در جايگاه خليفه مسلمانان بفشارم که اگر من با تو بيعت کنم، هيچ­کس از فرزندان عبد مناف با تو به مخالفت برنمي­خيزد و اگر فرزندان عبد مناف با تو بيعت کنند، کسي از قريش از بيعت تو سرنمي­پيچد و سرانجام همه عرب تو را به فرمانروائي مي­پذيرند.»[x]

امام علي7 در پاسخ ابوسفيان و آگاه­کردن مردم از عواقب بد اختلاف مي­فرمايد:

«موج­هاي فتنه را با کشتي­هاي نجات بشکافيد. از ايجاد اختلاف و دو دستگي دوري گزينيد و نشانه­هاي فخر فروشي را از سر برداريد اگر سخن بگويم، مي­گويند بر فرمانروايي حريص است و اگر خاموش بنشينيم، گويند از مرگ مي­ترسد، به خدا سوگند! علاقه­ فرزند ابوطالب به مرگ بيش از علاقه کودک به پستان مادر است، اگر سکوت مي­کنم به سبب علم و آگاهي خاص است که در آن فرورفته­ام و اگر شما هم مثل من آگاه بوديد، بسان ريسمان چاه، مضطرب و لرزان مي­شديد.»[xi]

در زمان خلافت امام علي7 اختلافات زيادي به­قوع پيوست؛ مانند اختلاف عرب عدناني و قحطاني، اختلافات مهاجر و انصار و منازعات خاندان هاشم و بني­امّيه و … رقابت­هاي قبيله­اي و دسته­بندي­هاي سياسي که گاهي چنان اوج مي­گرفت که يادآور اختلافات دوران بعثت نبي مکرم اسلام بود؛ اختلاف­هاي پيش از دوران خلافت علي7 که از آن تعبير به «فتنه الکبري» کرده­اند.

اين فتنه آن­قدر گسترده و بزرگ است که نه تنها تودهاي مردم را درگير اين مساله کرده، بلکه دامنه آن خواص را هم فراگرفت و در بين صحابي رسول خدا6 اختلاف و تفرقه ايجاد نمود.

در جاي ديگر امام علي7 براي حفظ وحدت و اتحاد امت اسلامي و مصالح اسلام مي­فرمايد: >عليکم با التواصل و التباذل و اياکم و التدابر و التقاطع<؛ بر شما باد همبستگي و بخشش نسبت به يک­ديگر و برحذر باشيد از روي گردانيدن از هم و بريدن همدلي و پيوند دوستي.»[xii]

وحدت در نگاه مصلحان ديني

انديشمندان مسلمان همواره انديشه­ تقريب مذاهب اسلامي را مطرح کرده­اند با بررسي افکار و انديشه­هاي انديشمندان اسلامي به خوبي ضرورت اين امر درک مي­شود.

الف. سيد جمال­الدين افغاني

بدون ترديد اولين منادي اصلاح­طلبي ديني و وحدت امت اسلامي سيد جمال الدين افغاني است كه با طرح انديشه­ وحدت جهان اسلام در ابعاد مختلف سياسي فرهنگي و… در برابر استعمار غرب، برخاست و با تکيه بر مباني مستحکم اسلامي و ديني تلاش­هاي جدي را پي گرفت، با توجه به وسعت و گستردگي قلمرو جهان اسلام و منابع سرشار در کشورهاي اسلامي از «احياء تفکر ديني» سخن گفت و اين تفکر و انديشه­ بلند «سيد»، پيرواني را به­دنبال داشت که شاگردان سيد ادامه دهندگان اين ميسر گشتند و افکار او را پي گرفتند. امّا سيد بدليل مشکلات و گرفتاري­هاي جهان اسلام، به چاره جويي و درمان دردها در چارچوب اسلام و تعاليم ديني و اصلاحي پرداخت. وي مي­گويد:

 جامعه اسلامي و مسلمين، علي­رغم آن­همه سرمايه و نيرو مورد تاخت و تاز بيگانگان قرار گرفته و اموالشان غارت شده و بيگانگان به اغلب کشورهاي اين جامعه مسلط هستند و سرزمين­هاي آن را قطعه­قطعه، در ميان خود تقسيم مي­کنند، به سخنان آنان گوش نمي­کنند و به دستور آنان توجه نمي­نمايند، چنان ذليل و خوار گشته­اند که پادشاهان و امراي باقيمانده اين امت صبح خود را با مصائب شروع مي­کنند و روز خويش را با رنج و مشقت به شب مي­رسانند، ترس از بيگانگان بر وجود آنان مستولي شده و ياس بيش از امّيد به روح آنان غلبه کرده است.»[xiii]

از ديدگاه سيد جمال، ترک فضايل اخلاقي و رسوخ اوصاف رذيله از علل و عوامل ضعف مسلمانان و موجب تفرقه به­حساب مي­آيد؛ زيرا دوري از اسلام ناب و تعاليم درست اسلامي و دوري از ارزش­هاي اسلامي و رواج خرافات جامعه اسلامي را به انحطاط کشانده است. سيد مي­گويد:

«وقتي در امتي اين اوصاف رذيله رسوخ کرد، بناي جامعه آن امت مي­شکند و اعضايش از هم جدا مي­شوند و نفاق و فساد ميان آنان پديد مي­آيد. بعد از اين تزلزل و سستي، طبيعت آن جامعه اقتضا مي­کند که نيروي بيگانه به آن جامعه تسلط يابد، تا با جبر و قهر آن جامعه را بگيرد و افراد آن را با اجبار و اکراه وادار به زندگي نمايد، زيرا زندگي انسان­ها نيازمند به وجود جامعه است و بقاي جامعه هم با آن اوصاف ممکن نيست. پس قوه­اي ديگري بايد آن جامعه را تا با حدودي­که لازمه زندگي است اداره کند.»[xiv]

از نظر سيد جمال، جاه­طلبي و تفاخر و انحطاط اخلاقي و اجتماعي در جامعه، افراد را در باطن دشمن هم­ديگر مي­سازد و هويت ديني و اسلامي آنان را خدشه­دار مي­گرداند و پيوند عميق مذهبي را مي­گسلاند از هم‌گسستگي و واگرائي جايگزين آن مي­گردد.

شيخ محمّد عبده

شيخ محمد عبده، يکي از شخصيت­هاي مسلمان، انديشه و تفکر اصلاحي را از استادش «سيد جمال الدين» آموخت اما شيوه و نوع برخوردش با سيد همگون نيست، شيخ محمد عبده تمامي همت و تلاشش را به اصلاح فکري و تربيتي معطوف داشت و از اصطکاک سياسي با دولت انگليس خودداري کرد و در صدد اصلاح فکري و فرهنگي برآمد او در ميان فرهنگيان و روشنفکران و دانشگاهيان مطرح بود و در محافل و مجالس درس و خطابه­ او اکثريت قشر (روشنفکران) شرکت مي­کردند. و اصلاح اجتماعي را در پرتو اصلاح فردي و شخصي مي­دانست که بايد افراد شايسته­اي را تربيت کرده تا اجتماع سالم شود.

وي براي تحقق و اهدافش در زمان حکومت «خديو عباس» به او نزديک شد و در سه زمينه اصلاحات را آغاز کرد:

الف. با اين اقدام فصل نويني را در جهت پيش­رفت علمي آن­جا آغاز کرد.

ب. اصلاح در اوقاف

ج. اصلاح دادگاه­هاي شرعي

وي مفتي مصر شد با فتاواي خويش ديدگاه و نظرات بسياري از مردم را نسبت به اسلام و مسايل جهان اسلام تغيير داد.

توجه به اصلاحات ديني

شيخ محمد عبده با دو جريان تحجر و غربزدگي روبه­رو بود. راه مقابله با اين­دو را احياي فکر ديني و بازگشت به سرچشمه­هاي ناب شريعت اسلامي از طريق مبارزه با تقليد مي­دانست، او مانند استادش (سيد جمال) با اين فکر که باب اجتهاد از زمان «احمد بن حنبل» بسته شده مخالف بود و لذا با علماي الازهر در اين زمينه مخالف بود او در برخورد با مذاهب اسلامي اعم از مذاهب اهل تسنن و مذهب شيعه و حتي با اديان يهود و مسيحيت با تساهل رفتار مي­کرد.

انديشه­هاي سياسي

شيخ محمد عبده همواره دو آرزو را در ذهن داشت:

  1. آرزوي وحدت و اتحاد ملّت مسلمان.
  2. آرزوي يگانگي دولت مصر.

او خواهان حکومتي بود که بر اساس مشورت و مشارکت سياسي مردم شکل گيرد او عقيده داشت که حاکم اسلامي بايد پيرو و دنباله­رو شريعت باشد که با مشورت «اهل حل و عقد» به دادگري حکومت کند، شيخ مانند سيد به وحدت و انسجام دنياي اسلام مي­انديشيد و با تعصّبات فرقه­اي مخالف بود، «شرح نهج­البلاغه­» گامي موثر در تقريب بين مذاهب اسلامي است، و در راستاي گفت­وگوي اديان نيز با مشارکت علماي اديان، اسلامي مسيحيت و يهود مرکزي را به­نام «جمعية التقريب بين اهل اللاسلام و اهل الکتاب» بنا نهاد.

اقبال لاهوري

يکي از مصلحان ديني اقبال لاهوري است. وي عزت و عظمت مسلمانان را در بازگشت به هويت ديني و اسلامي و نفي تقليد از فرهنگ و تمدن ديگران مي­دانست. او به خوبي انديشه­هاي غرب را مي­دانست و ضمن شناخت و آشنائي کامل از انديشه­هاي فلسفي و اجتماعي غرب به اين نتيجه رسيد که انديشه­ غرب فاقد يک ايدئولوژي کامل و جامع است. وي همواره مسلمانان را از تقليد و پيروي از غرب برحذر داشت و جوانان را به آموختن و گرايش به انديشه­هاي خودي (اسلامي) تشويق مي­کرد، و بر خلاف ظاهر پر زرق و برق آينه­هاي تمدن غرب را تاريک و خطرناک مي­ديد. او مي­گويد:

«تاريخ جديد، سرعت عظيمي است که جهان اسلام با آن سرعت از لحاظ روحي در حال حرکت به طرف مغرب زمين است.[xv]»

وي مي­گويد اروپا ابتدا علم را از اسلام آموخت و آن را کاربردي کرد و رشد سريعي بدان بخشيد؛ امّا تمدن غرب بسوي پوچي به پيش مي­رود.

«ترس ما اين است که ظاهر خيره­کننده فرهنگ اروپايي از حرکت جلوگيري کند و از رسيدن به ماهيت واقعي آن فرهنگ عاجز بمانيم.»[xvi]

معتقد است علم را از اروپا بياموزيم؛ زيرا رفتن بسوي علم براي ما خطر ندارد، چون علم اروپا ابتدا از علوم اسلامي گرفته شده که في ذاته داراي ارزش است. دغدغه­اي علامه اقبال اين است که ظاهر فريبنده فرهنگ غرب، ما را از رسيدن به هدف، يعني تجزيه و تحليلي مساله باز دارد او در جاي ديگر مي­گويد:

«عقل به تنهايي قادر نيست بشر را نجات دهد و بزرگ­ترين عيب فرهنگ اروپا اين است که مي­خواهد با عقل، به تنهايي بدون اينکه با روح، با وجدان، با ايمان پيوندي داشته باشد، فقط با نيروي عقل، کشتي بشريت را از مهلکه نجات بدهد.»[xvii]

او فرهنگ غرب را مادي صرف ميداند که چنين نقيصه را اسلام ندارد و فرهنگ اصيل اسلامي به معنويات و ارزشهاي والاي انساني دعوت مي­کند:

«مسلمانان با يک انديشه­ها و کمال مطلوب­هاي نهايي مطلق مبتني بر وحي مي­باشند که چون از دروني­ترين ژرفناي زندگي بيان مي­شود، به ظاهري بودن آن رنگ باطني مي­دهند.»[xviii]

اسلام چون از وحي سرچشمه گرفته با پشتوانه ايمان تا عمق جان بشر نفوذ مي­کند، لذا مسلمانان عقيده­اي که دارند حاضرند در پاي آن جان را تسليم کنند.
لذا پيشنهادات اسلام ضمانت اجرايي دروني دارد که چنين خصيصه در فرهنگ غرب وجود ندارد.

آيت­الله بروجردي

آيت­الله بروجردي با شناخت دقيق و عميق از گذشته، يگانه درد امت اسلامي را تفرقه و اختلاف مي­دانست. وي اختلاف را مهم­ترين عاملي مي­دانست که باعث فاصله ميان مذاهب اسلامي شده است و ديگران با دامن زدن به نفاق و تفرقه ميان مذاهب اسلامي بيشترين استفاده سياسي را از آن برده­اند و در سايه آن از منابع سرشار کشورهاي اسلامي استفاده مادي کرده­اند و به­دنبال ايجاد فاصله ميان پيروان مذاهب بوده­اند. آشنائي شيخ شلتوت با حضرت آيت­الله العظمي بروجردي سبب شد که مفتي الازهر مذهب شيعه را به رسميت بشناسد و نامه­هاي زيادي بين ايشان و مفتي الازهر رد و بدل شد.

از اقدامات شايسته و برجسته­ آيت الله العظمي بروجردي در راستاي وحدت و اتحاد اعزام مبلغ به خارج براي معرفي اسلام بود؛ زيرا شناخت جهان، از اسلام بسيار سطحي و کم­عمق است که بيشتر توسط شرق­شناسان و تاجران به دنياي غرب ارائه شده است يا توسط دانشجويان مسلمان

امام خميني1

يکي از بزرگ­ترين انديشمندان جهان اسلام، حضرت امام خميني1، به وحدت و اتحاد اسلامي مي­انديشيد، و در عرصه نظر و عمل بر زمينه­هاي وحدت­آفرين اهتمام مي­ورزيد، امام خميني در وصيتنامه سياسي الهي خويش مي­نويسد:

«علماي اعلام محترم کشورهاي اسلامي دولت­ها را دعوت کنند که از وابستگي به قدرت­هاي بزرگ خارجي خود را رها کنند و با ملت خود تفاهم کنند، در اين صورت پيروزي را در آغوش خواهند کشيد. و نيز ملت­ها را دعوت به وحدت کنند، و از نژاد پرستي که مخالف دستور اسلام است بپرهيزند؛ و با برادران ايماني خود د رهر کشوري و با هر نژادي که هستند دست برادري دهند که اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده، و اگر اين برادري ايماني با همت دولتها و ملتها و با تائيد خداوند متعال روزي تحقق يابد، خواهيد ديد که بزرگ­تر­ين قدرت جهان را مسلمين تشکيل مي­دهند به اميد روزي که با خواست پروردگار اين برادري و برابري حاصل شود.»[xix]

امام خميني1 نقشه­ دشمنان را به خوبي درک کرد و ضمن شناخت دقيق از مصلحان بزرگ اسلامي از جمله «سيد جمال الدين» و شيوه مبارزاتي سيد، يگانه عامل ضعف کشورهاي اسلامي را تفرقه و اختلاف مي­دانست و با ارشاداتي که به سران کشورهاي اسلامي و امّت اسلامي- به­ويژه پيام­هاي مهم در کنگره عظيم جهاني «حج»- زايران بيت­الله الحرام، نماينده­گان مسلمانان کشورهاي مختلف را به وحدت و اتحاد و انسجام اسلامي دعوت کرد و از تفرقه و اختلاف به­شدت پرهيز داد و شيعه و سني را برادر خواند و اختلاف ميان شيعه و سني را کار دشمنان اسلام مي­دانست، در پيام مهمي خطاب به مسلمانان جهان و زايران بيت‌الله الحرام فرمود:

«مسلمانان بايد بدانند که پس از انقلاب اسلامي و توجه به قدرت خارق­العاده­ اسلام، توطئه­ها و نقشه­هاي امريکا از ايجاد تفرقه بين برادران اهل سنت و تشيع و هجوم به ايران که مرکز ثقل نهضت اسلامي است تا نقشه عميق و گسترده هجوم به لبنان و آن جنايات عظيم، همه و همه براي اسلام­زدايي و تضعيف اين قدرت الهي است.»[xx]

ايشان يگانه راه چاره­ اساسي عزت و سربلندي کشورهاي اسلامي را شناخت دشمنان اسلام و مبارزه عليه توطئه­ آنان دانست و با خنثي­کردن تبليغات زهرآلود به وحدت و اتحاد دعوت کرد و همه مسلمانان جهان را به پيروي از دستورات قرآن و پيامبر عظيم الشان اسلام فراخواند:

«به حجاج محترم و زايران بيت­الله الحرام از هر کشور و هر طايفه و تابع هر مذهبي كه هستند، متواضعانه عرض مي­کنم شما همه ملت اسلام و تابع پيامبر و پيرو دستورات قرآن مجيد هستيد و همه­تان دشمنان غدار مشترک داريد که با ايجاد اختلاف به واسطه عمّال بدبخت خود و رسانه­هاي گروهي و تبليغات تفرقه­افکن در طول تاريخ به­ويژه در سده­هاي اخير و بالاخص در عصر حاضر همه دولت­ها، ملت­هاي اسلامي را در اسارت کشيده­­اند و ذخاير غني بلاد شما و دست­رنج مظلومان کشورهاي شما را به غارت برده و مي­برند.»[xxi]

پي‌نوشت:

[i]. سايت تقريب.

[ii] نهج البلاغه، خطبه191 قسمت 4 ترجمه محمد دشتي

[iii] آل عمران،103

[iv]

[v] تفسير نمونه ج3 ص29

[vi] . آل عمران 105

[vii] . بقره 36.

[viii] . موثقي، سيد احمد: استراتژي وحدت در انديشه اسلامي، ص113.

[ix] . ابن ابي الحديد مدائني، ج2، ص45.

[x] . ابن شهر آشوب، ص77

[xi] . نهج البلاغه، خطبه 5

[xii] .نهج البلاغه نامه 15 قسمت 2

[xiii] .کاظمي خلخالي، ترجمه عروة الوثقي ج1 ص275.

[xiv] . همان ، ص170.

[xv] . آرام، احمد، احياء تفکر ديني، اقبال لاهوري ترجمه ، ص10.

[xvi] . همان .

[xvii] . همان .

[xviii] . همان ص204.

[xix] . آشتياني، صحن، کهندي بر دقينامه سياسي الهي امام خميني(ره) ص42.

[xx] . سعادتمند، رسول؛ حج ابراهيمي، در پيام هاي امام خميني(ره) ص59 پيام 29 شهريور 1361

[xxi].

همان پيام 25 مرداد 1364 ص117

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا