فرهنگیفصلنامه شفامقالات

آخرالزمان / خدامراد سلیمیان

آخرالزمان

خدامراد سليميان

«آخرالزمان» تركيبي اضافي و به معناي بخش پاياني زندگي دنيا است. توجه به «آخِرالزمان» در فرهنگ بيشتر دين‌ها و آيين‌هاي بزرگ ـ به‌ويژه در اديان ابراهيمي ـ به ‏چشم مي‏خورد. اين توجه در فرهنگ اسلامي از اهميّت ويژه‌اي برخوردار است.

واژة آخرالزمان در قرآن به كار نرفته است؛ اما مطالب گوناگوني در بارة آن، از آيات قابل استفاده است. قرآن كريم به طور كلّي، جهانيان را به دو بخش پيشينيان و پسينيان تقسيم كرده[i] و براي هر يك ويژگي‌هايي بيان نموده است. به نظر مي‌رسد بتوان پسينيان را بخشي از انسان‌هاي آخرالزمان دانست.

در آيات و روايات سخن روشني درباره چگونگي شكل‌گيري نظام هستي در دست نيست اگرچه در برخي روايات به گونه‌اي اشاره شده است؛ اما آن‌گاه که سخن از اين دوران به ميان مي‌آيد، همواره به دو پديدة بسيار مهم و بزرگ اشاره مي‌شود:

  1. ولادت و بعثت پيامبر اسلام(ص) در جايگاه واپسين فرستادة الهي؛[ii]
  2. ظهور و قيام موعود نجات‌بخش، حضرت مهدي(عج).

از اين رو شکي نيست که ما در دوران «آخِرالزمان» به سر مي‌بريم. اين دوران، داراي دو ويژگي مهمّ و اساسي است:

نخست: آخرين مرحلة زندگي در دنياست. با سپري شدن اين دوران، زندگي در دنيا به پايان رسيده، مرحله‏اي ديگر در نظام آفرينش آغاز مي‌شود.

دوم: اين دوران، خود به دو بخش با ويژگي‌هاي خاص تقسيم مي‌شود.

يك. دوراني که انحطاط اخلاقي، ستم و بيداد غلبه داشته­ است.

دو. دوراني سرشار از معنويت در پرتو حكومت شايستگان.

بنيان‌هاي كلي باور به اين دوران را همة مذاهب و گروه‌هاي بزرگ اسلامي پذيرفته‌اند، ولي در راستاي وابستگي اين دگرگوني‌ها به ظهور و قيام حضرت مهدي موعود(عج) و نيز ويژگي‌هاي شخص آن مصلح جهاني، ديدگاه‌هاي ناهمگوني پديد آمده است.

شيعة دوازده امامي، با بهره‌گيري از آموزه‌هاي پيشوايان معصوم(ع) حضرت ‏مهدي(عج) را موعود امت‏ها و حكومت ايشان را نيکوترين فرجام زندگاني انسان‌ها بر زمين مي‏داند. در نگاه ايشان، با ظهور حضرت مهدي(ع)، مردمان آن دوران حکومت عدل و قسط را پيدا مي­کنند و دنيا، همچنان بر مدار دادگري خواهد گشت، تا زندگي دنيايي ‏پايان ‏يابد.

پيشوايان معصوم، با الهام از وحي الهي و سرچشمه‌هاي آن، پيوند مهدويّت و آخِرالزمان را به روشني بيان کرده‌اند:

رسول اكرم(ص) فرمود: «دنيا به انجام نمي‏رسد؛ مگر اين‌كه امت مرا مردي رهبري كند كه از اهل‌بيت من است و به او مهدي گفته مي‏شود.»

اميرمؤمنان علي(ع) نيز بر منبر مسجد كوفه فرمود: «اگر از دنيا بيش از يك روز باقي نماند، خداوند آن روز را چنان طولاني خواهد كرد، تا اين كه مردي از خاندانم برانگيخته شود.»[iii]

نشانه‏هاي آخِرُالزّمان[iv]

در آيات قرآن و سخنان معصومان نشانه‌هايي براي آخرالزمان گفته شده است که در اصطلاح «علايم آخِرالزمان» خوانده مي‏شود. ختم نبوت و نزول واپسين شريعت كه با ظهور پيامبر اسلام پديدار شد، نخستين نشانة آخرالزمان به شمار مي‌‏رود؛ لذا مفسران، مقصود ازنشانه‏هاي قيامت ‏را در ذيل آية «فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها؛ آيا [كافران‏] جز اين انتظار مي‏برند كه رستاخيز به ناگاه بر آنان فرارسد؟»[v] و علامات آن اينك پديد آمده است.» بعثت پيامبر(ص) دانسته‏اند كه در مقايسه با عمر جهان، فاصلة بسيار كمي تا قيامت دارد.

در آخرالزمان، پديده‌هاي فراوان ديگري نيز پيش‏بيني شده است، كه بيشتر به دوره پاياني آن (آستانة ظهور مهدي) مربوط مي‌‏شود كه برخي از آنها بدين قرارند:

  1. بحران معنويّت

پيش از ظهور امام زمان(عج) جوّ حاكم بر جهان، جوّ ستم، گناه و فساد خواهد بود:

«اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ في‏ غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ؛ براي مردم، [وقت‏] حسابشان نزديك شده است، و آنان در بي‌‏خبري روي‌گردانند.»[vi]

در اين آيه، مردم آخرالزمان، به غفلت و اعراض از خداوند متّصف شده‏اند. در روايات نيز منظور از «اشراط الساعة» كه در آيه 18 سورة محمد(ص)، به آن اشاره شده است، رواج بيش از حدّ كفر، فسق و ظلم دانسته شده و موارد متعدّدي از آن بر شمرده شده است. پيامبر اسلام دربارة ويژگي‏هاي انسان‏هاي اين دوران ‌فرمود:

زماني بر مردم خواهد آمد… كه دِرهم‏هاي آنان دينشان خواهد بود و همّت ايشان شكمشان و قبلة آنها زنانشان. براي طلا و نقره، ركوع و سجود به جاي مي‌‏آورند. آنان همواره در سرگرداني و مستي خواهند بود. نه بر مذهب مسلماني‌‏اند و نه بر مسلك نصراني.[vii]

به گفته علامه طباطبايي اگر ما رذائل و فساد و گناه را در ميان مردم آمارگيرى كنيم خواهيم ديد كه همان رذائلى است كه اخبار غيبى امامان(ع) و پيشگوييهايشان از آخر الزمان از آن رذائل خبر داده‏اند و آن روايات از رسول خدا و ائمه اهل بيت(ع) نقل شده، روايات بسيارى است كه هر چند مجموع آنها از آفت دسيسه و تحريف سالم نمانده، و اما در بين آنها اخبارى است كه جريان حوادث چهارده قرن گذشته و وقايعى كه تا كنون رخ داده، آن اخبار را تصديق كرده است، اخبارى است كه از منابع هزار و چند سال قبل گرفته شده، منابعى كه نويسندگان آنها بيش از هزار سال قبل و يا نزديك به هزار سال قبل مى‏زيسته‏اند و نسبت آن منابع به آن نويسندگان مسلم است، چون در هر قرن از آن منابع روايت نقل شده.

علاوه بر اينكه آن اخبار از حوادث و وقايعى خبر مى‏دهد كه هنوز واقع نشده و انسانهاى قرون گذشته هم انتظار زنده بودن و ديدن آن وقايع را نداشته‏اند پس چاره‏اى جز اين نداريم كه به صحت آن اخبار و صدورش از منبع وحى اعتراف كنيم.

نظير روايتى كه قمى آن را در تفسير خود از پدرش از سليمان بن مسلم خشاب از عبد اللَّه بن جريح مكى از عطاء بن ابى رياح از عبد اللَّه بن عباس نقل كرده كه گفت: با رسول خدا به زيارت حج رفتيم، همان حجى كه بعد از آن رسول خدا(ص) از دنيا رفت، رسول خدا درِ كعبه را گرفت و سپس روى نازنين خود را به طرف ما كرد و فرمود: مى‏خواهيد شما را خبر دهم از علامات قيامت؟ در آن روز سلمان رضى اللَّه عنه از هر كس ديگر به آن جناب نزديك‏تر بود، لذا او در پاسخ رسول خدا عرضه داشت: بله يا رسول اللَّه، حضرت فرمود: يكى از  علامت‏هاى قيامت اين است كه نماز ضايع مى‏شود- يعنى از ميان مسلمين مى‏رود و از شهوات پيروى مى‏شود و مردم به سوى هواها ميل مى‏كنند، مال مقامى عظيم پيدا مى‏كند و مردم آن را تعظيم مى‏كنند، دين به دنيا فروخته مى‏شود، در آن زمان است كه دل افراد با ايمان در جوفشان، براى منكرات بسيارى كه مى‏بينند و نمى‏توانند آن را تغيير دهند آب مى‏شود آن چنان كه نمك در آب حل مى‏گردد.

سلمان با تعجب عرضه داشت: يا رسول اللَّه: به راستى چنين روزى خواهد رسيد؟ سلمان در برابر هرسخني که رسول الله(ص)در باره وقايع آخر الزمان مي‌فرمود تعجب مي‌کرد که در اينجا ما از ذکر تعجب‌هاي سلمان صرف نظر مي‌کنيم و فقط سخنان پيامبر(ص) را مي‌آوريم:

فرمود: آرى، به آن خدايى كه جانم به دست او است، اى سلمان در آن هنگام سرپرستى و ولايت مسلمانان را امراى جور به دست مى‏گيرند امرايى كه وزرايى فاسق و سرشناسانى ستمگر و امنايى خائن دارند.

به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين موقع منكر، معروف، و معروف، منكر مى‏شود، خائن امين قلمداد مى‏گردد و امين خيانت مى‏كند، دروغگو تصديق مى‏شود و راستگو تكذيب مى‏گردد.

آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در آن روزگار زنان به امارت مى‏رسند و كنيزان طرف مشورت قرار مى‏گيرند و كودكان بر فراز منبر مى‏روند و دروغ نوعى زرنگى و زكات خسارت، و خوردن بيت المال نوعى غنيمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولى به دوستش نيكى مى‏نمايد و ستاره دنباله دار طلوع مى‏كند.

به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان! در اين موقع زن با شوهرش در تجارت شركت كند و باران در فصلش نيامده بلكه در گرماى تابستان مى‏بارد و افراد كريم سخت خشمگين مى‏گردند، مرد فقير تحقير مى‏شود، در اين هنگام بازارها به هم نزديك مى‏شوند وقتى يكى مى‏گويد: ” من چيزى نفروختم” و آن ديگرى مى‏گويد: ” من سودى نبرده‏ام” طورى مى‏گويند كه هر شنونده مى‏فهمد دارد به خدا بد و بيراه مى‏گويد.

به آن خدايى كه جانم به دست او است، اى سلمان در اين هنگام اقوامى بر آنان مسلط مى‏شوند كه اگر لب بجنبانند كشته مى‏شوند و اگر چيزى نگويند دشمنان همه چيزشان را مباح و براى خود حلال مى‏كنند تا با بيت­المالشان كيسه‏هاى خود را پر كنند و به ناموسشان تجاوز نموده، خونشان را بريزند و دلهاشان را پر از وحشت و رعب كنند و در آن روز مؤمنين را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمى‏بينى.

به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين هنگام چيزى از مشرق مى‏آورند و چيزى از مغرب تا امت اسلام را سرپرستى كنند، در آن روز واى به حال ناتوانان امت من، از شر شرقى و غربى‏ها و واى به حال آن شرقيان و غربيان از عذاب خدا، آرى نه صغيرى را رحم مى‏كنند و نه پاس حرمت كبيرى را دارند و نه از هيچ مقصرى عفو مى‏كنند، اخبارشان همه فحش و ناسزا است، جثه آنان جثه و بدن آدميان است ولى دلهاشان دلهاى شياطين.

به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان، در اين هنگام مردان به مردان اكتفاء مى‏كنند و زنان به زنان و همانطورى كه پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غيرت به خرج مى‏دهند نسبت به پسر نيز غيرت به خرج مى‏دهند، مردان به زنان شبيه مى‏شوند و زنان به مردان و زنان بر مركب‏ها سوار مى‏شوند كه از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد.

به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان، در اين هنگام مساجد طلا كارى و زينت مى‏شود آن چنان كه كليساها و معبد يهوديان زينت مى‏شود، قرآنها به زيور آلات آرايش و مغازه‏ها بلند وصف‏ها طولانى مى‏شود اما با دلهايى كه نسبت به هم خشمگين است و زبان‏هايى كه هر يك براى خود منطقى دارد.

به آن خدايى كه جانم به دست او است، در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را مى‏آرايند و حرير و ديبا مى‏پوشند و پوست پلنگ كالاى خريد و فروش مى‏گردد.

به آن خدايى كه جانم به دست او است، اى سلمان در آن روز ربا همه جا را مى‏گيرد و يك عمل آشكار مى‏شود و معاملات با غيبت و رشوه انجام مى‏شود و دين خوار و دنيا بلند مرتبه مى‏شود.

به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين هنگام طلاق زياد مى‏شود و هيچ حدى جارى نمى‏گردد و البته خداى تعالى از اين بابت هرگز متضرر نمى‏شود.

به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين زمان كنيزان آوازه‏خوان و نوازنده پيدا مى‏شوند و اشرار امت من بر امت، ولايت و حكومت مى‏كند.

به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين موقع اغنياى امت من صرفا به منظور گردش و تفريح به حج مى‏روند و طبقه متوسط براى تجارت و فقرا به منظور خودنمايى و ريا حج مى‏روند، در اين هنگام است كه اقوامى قرآن را براى غير خدا مى‏آموزند و آن را نوعى مزمار و آلت موسيقى اتخاذ مى‏كنند، اقوامى ديگر به تعلم فقه اسلامى مى‏پردازند اما براى غير خدا در آن روزگار زنا زادگان زياد مى‏شوند با قرآن آوازه‏خوانى مى‏كنند و بر سر دنيا سر و دست مى‏شكنند.

به خدايى سوگند كه جانم به دست او است اى سلمان اين وقتى است كه حرمت‏ها و قرق‏ها شكسته شود و مردم عالما و عامدا در پى ارتكاب گناه باشند و اشرار بر اخيار مسلط شوند، دروغ فاش و بى پرده و لجاجت‏ها ظاهر گردد و فقرا فقر خود را علنى كنند، مردم در لباس به يكديگر مباهات كنند و باران در غير فصل ببارد و مردم شطرنج و نرد و موسيقى را كارى پسنديده بشمارند و در مقابل امر به معروف و نهى از منكر را عملى نكوهيده بدانند تا آنجا كه يك فرد با ايمان ذليل‏ترين و منفورترين فرد امت شود و قاريان عابدان را ملامت كنند و عابدان قاريان را اين مردمند كه در ملكوت آسمانها رجس و نجس ناميده مى‏شوند.

به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين هنگام است كه توانگر هيچ دلواپسى جز فقير شدن ندارد، حتى يك سائل در طول يك هفته يعنى بين دو جمعه سؤال مى‏كند و احدى نيست كه چيزى در دست او بگذارد.

به آن خدايى كه جانم در دست او است اى سلمان در اين زمان رويبضة تكلم مى‏كنند، پرسيد: يا رسول اللَّه پدر و مادرم فداى تو، رويبضه چيست؟ فرمود: چيزى و كسى به سخن در مى‏آيد و در امور عامه سخن مى‏گويد كه هرگز سخن نمى‏گفت، در اين هنگام است كه مردم، ديگر زياد زنده نمى‏مانند ناگهان زمين نعره‏اى مى‏كشد و هر قومى چنين مى‏پندارد كه زمين تنها در ناحيه او نعره كشيد بعد تا هر زمانى كه خدا بخواهد هم چنان مى‏مانند و سپس واژگونه مى‏شوند و زمين هر چه در دل دارد بيرون مى‏ريزد- و خود آن جناب فرمود: يعنى طلا و نقره را- آن گاه با دست خود به ستونهايى كه در آنجا بود اشاره نموده و فرمود مثل اين، ولى در آن روز ديگر نه طلايى فائده دارد و نه نقره‏اى، اين است معناى آيه: «فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها- علامت‏هايش بيامد». [viii]

  1. وقوع اختلاف‏ها و درگيري‌‏هاي بسيار

يكي از نشانه‏هاي آخرالزمان، اختلاف‏ها و درگيري‏هاي فراوان ميان گروه‏هاي گوناگون است:

«فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظيمٍ؛ اما دسته‏ها[ي گوناگون‏] از ميان آنها به اختلاف پرداختند، پس واي بر كساني كه كافر شدند از مشاهده روزي دهشتناك» [ix]

. روايات، اين آيه را به ظهور فرقه‏هاي مختلف در جهان اسلام مربوط دانسته‏اند كه در آخرالزمان پديد آمده، موجب اختلاف‏هاي بسيار خواهند شد.

آية «يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَ يُذيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ؛… شما را گروه گروه به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد] و عذاب بعضي از شما را به بعضي [ديگر] بچشاند»[x] نيز به وقوع اختلاف‏ها و قتل و كشتار در آخرالزمان تفسير شده است.

در اين دوران، انسان‌هاي فراواني به كژي مي‌گرايند، اما اين گونه نيست که تمام انسان‌ها در مسير باطل گام بردارند؛ بلکه برخي به سبب ويژگي‌ها و صفاتي که در خود پديد مي‌آورند، از نجات يافتگان اين مرحله خواهند بود. دراين ‏باره وقتي ‏پيامبرگرامي از چهره‌هاي پيروز اين دوران ياد مي‌کند، با شگفتي تمام به حضرت علي چنين مي‏فرمايد:

اي علي! بدان شگفت‌آورترين مردم در ايمان و بزرگ‏ترين آنان در يقين، مردمي هستند كه در آخِرالزمان ـ با آن كه پيامبر خود را نديده‌ و از امام خود در پرده‌اند ـ به نوشته ‏كه خطي سياه بر صفحه‏اي سپيد است، ايمان مي‏آورند.[xi]

  1. ظهور دجّال

در هر سه دين آسماني‏ يهود، مسيحيت و اسلام، ظهور فاسدترين و مخرّب‏ترين جريان منحط در طول تاريخ، پيش بيني و از خطر آن پرهيز داده شده است. دجّال كه تجسّم كفر، فريب و گمراهي است، در آخرالزمان ظاهر شده، مردم را به پرستش خويش مي‏خواند.

اين پديده سرانجام به دست حضرت عيسي و به فرماندهي حضرت مهدي[xii] محو و نابود خواهد شد.

  1. وقوع مصيبت‌هاي بزرگ

برخي از آيات، عذاب بر كافران و گنه‏كاران آخرالزمان كه نزول عذاب را انكار مي‏كنند، تطبيق داده شده است:

«إِنْ أَتاكُمْ عَذابُهُ بَياتاً أَوْ نَهاراً ما ذا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ؛ اگر عذاب او شب يا روز به شما دررسد، بزهكاران چه چيزي از آن به شتاب مي‌‏خواهند؟»[xiii]

  1. خروج سفياني

بيشتر مفسّران، از ظهور لشكري طغيانگر كه آخرالزمان در كشورهاي اسلامي به ستم و تعدّي پرداخته، سرانجام در صحرايي بيرون از مكّه، گرفتار عذاب الهي مي‏شود، خبر داده و آيه: «وَ لَوْ تَري‏ إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَريب؛ و‌اي كاش مي‌‏ديدي هنگامي را كه [كافران‏] وحشت‏زده‏اند [آن‌جا كه راهِ‏] گريزي نمانده است و از جايي نزديك گرفتار آمده‏اند»[xiv] را دربارة آن لشكر دانسته‏اند. در روايات شيعه و سنّي، نام رهبر اين لشكريان، سفياني ذكر شده است.

  1. نداي آسماني

بنابر روايات شيعه، جبرئيل[xv] نخستين كسي است كه با امام ‏زمان بيعت و با صدايي بلند به گونه‏اي كه به گوش همة جهانيان برسد، اين آيه را تلاوت مي‏كند:

«أَتي‏ أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوه؛ فرمان خدا رسيد؛ پس ديگر شتاب مكنيد.»[xvi]

  1. ظهور منجي بزرگ بشر

مهم‏ترين رخداد آخرالزمان، ظهور امام مهدي(عج) براي رهايي انسان‏ها است و با ظهور آن حضرت «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقا؛ حق آمد و باطل نابود شد. آري، باطل همواره نابودشدني است.»[xvii] تحقق پيدا مي‌کند. اين آيه كه از پيروزي چشمگير حق بر باطل سخن مي‏گويد، در روايات، به ظهور مهدي تأويل شده است.

8 . نزول حضرت عيسي

يكي از رخدادهاي آخرالزمان، فرود آمدن عيسي از آسمان است. مفسّران با استفاده از آيات«وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها؛ و همانا آن، نشانه‏اي براي [فهم‏] رستاخيز است؛ پس زنهار در آن ترديد مكن! »[xviii] و «وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ؛ و از اهلِ كتاب، كسي نيست، مگر آن‌كه پيش از مرگ خود حتماً به او ايمان مي‌‏آورد.»[xix] ظهور دوبارة عيسي در آخرالزمان را پيش‏بيني كرده‏اند. در روايات نيز تصريح شده است كه وي در بيت‏المقدّس به نماز امام‏زمان(عج) اقتدا و در جنگ‏هاي ايشان نيز شركت خواهد كرد. مسيحيان را ارشاد و به بيعت حضرت خواهد نمود.[xx]

براساس اين تفسير، فرود آمدن عيسي از آسمان، يكي از نشانه‏هاي نزديكي قيامت شمرده شده و از ايمان آوردن همة اهل كتاب به حضرت عيسي‏ در آخرالزمان كه يكي از فرماندهان امام‏زمان به شمار مي‏رود، خبر داده شده است.

  1. خروج جنبنده‏اي از زمين

قرآن با رمز و ابهام از خروج جنبده‏اي حكايت مي‏كند كه هنگام روي‏گرداني مردم از معنويّت، از زمين خارج شده، با مردم سخن مي‏گويد:

«وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ؛ و چون قول [عذاب‏] بر ايشان واجب گردد، جنبنده‏اي را از زمين براي آنان بيرون مي‌‏آوريم كه با ايشان سخن گويد كه: مردم [چنانكه بايد] به نشانه‏هاي ما يقين نداشتند.»[xxi]

در تفاسير، مطالب بسياري دربارة اين موجود شگفت بيان شده است كه تا حدّ بسياري غيرواقعي و بي‏اساس به نظر مي‏رسد و در ظاهر، برگرفته از منابع اسرائيلي است.

  1. هجوم يأجوج و مأجوج

قومي وحشي و فاسد، با تخريب سدّ ذوالقرنين، در اندك زماني سرتاسر جهان را پر از ظلم و فساد خواهد كرد، تا آن كه بنابر روايات، در عصر ظهور مهدي(عج)، به طور كلّي از بين خواهد رفت:

«حَتَّي إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ؛ تا وقتي كه يأجوج و مأجوج [راهشان‏] گشوده شود و آنها از هر پشته‏اي بتازند.» [xxii]

  1. رجعت

در آخرالزمان، برخي از نيكوكاران و بدكاران زمان‏هاي گذشته، دوباره زنده‏ مي‏شوند:

«وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا؛ و آن روز كه از هر امّتي، گروهي از كساني را كه آيات ما را تكذيب كرده‏اند محشور مي‌‏گردانيم.» [xxiii]

اين آيه، فقط به برانگيخته شدن عدّه‏اي از مكذّبان و نه همة آن‏ها اشاره كرده است؛ بدين دليل، روايات و مفسّران شيعه، ميان مصداق اين آيه و قيامت، تفاوت قائل شده و آيه را به آخرالزمان مربوط دانسته‏اند كه عدّه‏اي از نيكوكاران و بدكاران اعصار گذشته، زنده شده، هر يك نتيجه دنيايي اعمال خويش را خواهد ديد.

  1. صلح و آرامش پايدار در سرتاسر جهان

پس از پيروزي حضرت مهدي(عج) و يارانش، آرامش و معنويّت بر جهان حاكم خواهد شد:

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا… وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً…. ؛ خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه… و بيمشان را به ايمني مبدل گرداند… .»[xxiv]

«إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ؛ …زمين از آنِ خداست؛ آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مي‏دهد؛ و فرجام [نيك‏] براي پرهيزگاران است.» [xxv]

اين آيات و آيات ديگر كه از ميراث‏بري صالحان و مستضعفان و جانشيني آنان در زمين ياد مي‏كند،[xxvi] همگي بيانگر اين واقعيّتند كه سرنوشت اين جهان، پس از جهادي الهي به امامت امام‏زمان(عج) سرانجام به دست مؤمنان افتاد[xxvii]ه و جهانيان همگي در ساية حكومت حضرت در صلح و معنويّت به سرخواهند برد.

زندگي در آخِرُالزّمان

با توجه به ويژگي‏ها و نشانه‌هاي ياد شده و سخنان بزرگان دين، سيماي زندگي در آخِرالزمان را مي‏توان اين‏گونه ترسيم كرد:

  1. دين در آخِرُالزّمان

روزبه‏روز عوامل فراواني، گوهر تابناك دين را در هاله‏اي از غبار فرو مي‏برند از اين رو در جوامع انساني همواره دين رو به كم‏رنگ‌شدن مي‏رود و خرافه‌ها و انحراف‌هاي فراواني، گريبانگير آن مي‏شود، تا اين كه وقتي حضرت مهدي قيام كرده، غبار از چهرة دين بر‏گرفت، همگي گمان مي‏كنند اين دين جديدي است كه آن حضرت آورده است. اميرمؤمنان علي(ع) اين حقيقت را اين‏گونه بيان فرمود: «اي مردم! به زودي زماني بر شما خواهد رسيد كه اسلام چونان ظرف واژگون شده، آنچه در آن است ريخته مي‏شود.»[xxviii]

  1. مردان آخِرُالزّمان

آزمايش‌هاي خداوند براي زنان و مردان يكسان است؛ ولي پاره‏اي از روايات، به‌ويژه در بارة مردان نقل شده است، آن گونه كه در برخي روايت‌‌ها سخن از زنان به ميان آمده است.

امام صادق(ع)فرمود: «مردي را مي‏بيني هنگامي كه يك روز بر او گذشته و گناه بزرگي انجام نداده است ـ از قبيل فحشا، كم‌فروشي، كلاه‌برداري و يا شرب خمر ـ بسيار غمگين و اندوهگين مي‏شود»[xxix]

  1. زنان آخِرُالزّمان

امام علي(ع) ‏فرمود: «در آخِرُالزّمان و نزديك شدن رستاخيز كه بدترين زمان‏ها است، زناني آشكار مي‏شوند كه برهنه و لخت هستند؛ زينت‏هاي خود را هويدا مي‏سازند، به فتنه‏ها داخل مي‏شوند و به سوي شهوت‏ها مي‌گرايند. به سوي لذت‏ها مي‏شتابند، حرام‏هاي الهي را حلال مي‏شمارند و در جهنم جاودانه خواهند بود.»[xxx]

لازم به ياد آوري است که اين فرايند جبري نيست و مردم به اختيار خويش به سمت فساد و تباهي کشيده مي­شود.

ونبايد برداشت ناصواب و تلقي خلاف واقع صورت گيرد و کساني از خود سلب مسئوليت نموده و در برابر گسترش فساد در جامعه منفعل گردند.

پي‌نوشت‌ها:

 

[i]. سوره واقعه (56) آيه13و40 و 49.

 [ii]. «…أَنَّهُ يَأْتِي فِي آخِرِ الزَّمَانِ نَبِي…»، علامه مجلسي، بحارالانوار، ج26، ص199، ح12؛ همچنين ر.ك: محمدبن احمد قرطبي، تفسير قرطبي، ج4، ص306؛ محمدبن جرير طبري، تفسير طبري، ج1، ص557.

 [iii]. «لَو لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنيا اِلاَّ يَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلك اليَومَ حَتي يَبْعَثَ ‏اللّهُ رَجُلاً مِنّي»، شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص46. نيز ر.ك: شيخ صدوق، كمال‏الدين و تمام النعمة، ج1، ص317، ح4؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج2، ص227؛ سنن ابي داود, ج4, کتاب المهدي, ح4282.

[iv] . برگرفته از: دايرة المعارف قرآن كريم، مدخل آخرالزمان، علي معموري، ص119ـ 124(با تصرف).

[v] . محمد(47) : 18.

[vi] . انبياء (21) : 1.

[vii]. «يَأتِي عَلَي النَّاسِ زَمانٌ…دينُهُم دَراهِمُهُمْ وَ هَمُّهُمْ بُطُونُهُمْ وَقِبلَتُهُمْ نِساؤُهُمْ يَركَعُونَ لِلرَّغِيفِ وَيَسْجُدُونَ لِلدِّرْهَمِ حيارَي سُكاري لا مُسلِمينَ وَ لا نَصاري»، علامه مجلسي، بحار الانوار، ج71، ص166، ح31؛ ر.ك: صحيح مسلم، ج1، ص131.

[viii] . ترجمه الميزان، ج‏5، ص: 652

[ix] . مريم (19) : 37.

[x] . انعام (6) : 65.

[xi] . «يا عَلي اَعجَبُ النَّاسِ اِيمانا ًوَ اَعْظَمُهُمْ يَقيناً قَوْمٌ يَكُونُونَ فِي آخِرِالزَّمانِ لَمْ يَلْحَقُوا النَبِي وَحُجِبَ عَنْهُم الحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوادٍ عَلَي بَيَاضٍ…»، شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج4، ص366؛ همو، كمال‏الدين و تمام النعمة، ج1، ص288، باب 25، ح8.

[xii] ر.ک: کتاب الغيبه نعماني؛ کشف الغمه ؛ بحار ج3 طبع قديم؛ سيره رسول اعظم.

[xiii] . يونس (10) : 50.

[xiv] . سبأ (34) : 51.

[xv] کمال الدين و تمام النعمه 2/672.

[xvi] . نحل (16) : 1.

[xvii] . اسراء (17) : 81.

[xviii] . زخرف (43) : 61.

[xix] . نساء (4) : 159.

[xx] ر.ک: معجم طبراني؛ مستدر حاکم ؛ شواهد التنزيل.

[xxi] . نمل (27) : 82.

[xxii] . انبياء(21) : 96.

[xxiii] . نمل (27) : 83.

[xxiv] . نور (24) : 55.

[xxv] . اعراف (7) : 128.

[xxvi] . انبياء (21) : 105 و اعراف (7) : 137 و قصص (28) : 5.

[xxvii] . اعراف (7) : 128.

[xxviii] . «أَيُّهَا النَّاسُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ يُكْفَأُ فِيهِ الْإِسْلَامُ كَمَا يُكْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِيه»، سيّد رضي، نهج‏البلاغه، خطبه103.

[xxix] . «…وَرَأَيتَ الرَّجُلَ اِذَا مَرَّ بِهِ يَوْمٌ وَلَمْ يَكْسِبْ فِيهِ الذَّنبَ العَظِيمَ مِنْ فُجُورٍ اَوْ بَخْسِ مِكْيالٍ اَوْ مِيزانٍ اَوْ غِشيَانِ حَرامٍ اَوْ شُرْبِ مُسْكِرٍ كَئيباً حَزِيناً…»، شيخ كليني، الكافي، ج8، ص40.

[xxx] . «يَظْهَرُ فِي آخِرِالزَّمانِ وَاقتِرَابِ السَّاعَةِ وَهُوَ شَرُّ الاَزمِنَةِ نِسْوَةٌ كَاشِفاتٌ عَارِياتٌ مُتَبَرِّجاتٌ مِنَ الدِّينِ دَاخِلاتٌ فِي الفِتَنِ مَائِلاتٌ اِلَي الشَّهَواتِ‏مُسرِعاتٌ‏اِلَي ‏اللَّذَّاتِ مُستَحِلّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِي جَهَنَّمَ خَالِداتٌ»، شيخ صدوق، من لايحضره‏ الفقيه، ج3، ص390.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا